12 نوآوری سامسونگ که بقیه شرکت های بزرگ از آن تقلید کردند

وقتی گفته میشود شرکتهای دیگر از سامسونگ «تقلید» کردهاند، منظور همیشه کپی مستقیم یا نقض مالکیت فکری نیست. صنعت فناوری با الگوبرداری، بازطراحی و بهترکردن ایدههای موفق پیش میرود. بعضی فناوریهای این فهرست پیش از سامسونگ نمونههای محدود یا آزمایشی داشتند؛ هنر سامسونگ این بود که آنها را در محصولی جهانی و قابل استفاده برای میلیونها نفر عرضه کرد.
به همین دلیل ویژگیهایی مانند نمایشگر OLED، گوشی بزرگ، اجرای همزمان چند برنامه و موبایل تاشو از ایدههایی عجیب و پرریسک به استاندارد بازار تبدیل شدند. در ادامه، ۱۲ نوآوری مهم سامسونگ را بررسی میکنیم که بعدها با نام، طراحی یا روش اجرای متفاوت در محصولات شرکتهای بزرگ دیگر دیده شدند.
نوآوریهای سامسونگ
| نوآوری سامسونگ | محصول یا زمان شاخص | نمونه مشابه در رقبا |
|---|---|---|
| نمایشگر Super AMOLED | Galaxy S در سال ۲۰۱۰ | نمایشگر OLED در آیفون و پرچمداران اندرویدی |
| گوشی بزرگ یا فبلت | Galaxy Note در سال ۲۰۱۱ | iPhone 6 Plus و مدلهای بزرگ دیگر |
| قلم هوشمند یکپارچه | S Pen در Galaxy Note | Apple Pencil و Moto G Stylus |
| اجرای همزمان دو برنامه | Galaxy Note II در سال ۲۰۱۲ | Split Screen در اندروید |
| نمایشگر خمیده و پنل کناری | Galaxy Note Edge در سال ۲۰۱۴ | نمایشگرهای خمیده و Smart Sidebar |
| دوربین داخل حفره نمایشگر | Infinity-O در Galaxy S10 | طراحی پانچهول در گوشیهای دیگر |
| اثر انگشت اولتراسونیک زیر صفحه | Galaxy S10 در سال ۲۰۱۹ | حسگرهای پیشرفته زیر نمایشگر |
| تبدیل گوشی به رایانه | Samsung DeX در سال ۲۰۱۷ | حالت دسکتاپ هواوی و موتورولا |
| فضای مخفی برنامهها | Secure Folder | Private Space اندروید |
| گوشی تاشوی کتابی | Galaxy Fold در سال ۲۰۱۹ | Pixel Fold و OnePlus Open |
| پشتیبانی طولانی اندروید | سیاست نرمافزاری سال ۲۰۲۲ | تعهد هفتساله گوگل |
| تلویزیون شبیه تابلو | The Frame در سال ۲۰۱۷ | Hisense CanvasTV |
۱. نمایشگر Super AMOLED
سامسونگ در Galaxy S سال ۲۰۱۰ نمایشگر Super AMOLED را به یکی از ویژگیهای اصلی یک گوشی پرفروش جهانی تبدیل کرد. رنگ مشکی عمیق، کنتراست بالا، مصرف انرژی مناسب و ضخامت کمتر باعث شد OLED بهتدریج از فناوریای خاص و گرانقیمت به انتخاب اصلی گوشیهای ردهبالا تبدیل شود.
اپل نیز در سال ۲۰۱۷ نخستین آیفون مجهز به نمایشگر OLED، یعنی iPhone X را معرفی کرد. اکنون این نوع پنل در بیشتر گوشیهای پرچمدار و بسیاری از مدلهای میانرده دیده میشود. سامسونگ فقط از OLED استفاده نکرد، بلکه به عمومیشدن آن در بازار موبایل سرعت بخشید.
۲. گوشی بزرگ وقتی هنوز عجیب بود
Galaxy Note با نمایشگر ۵.۳ اینچی در سال ۲۰۱۱ آنقدر بزرگ بود که بسیاری آن را ترکیبی نامأنوس از موبایل و تبلت میدانستند. حتی اصطلاح «فبلت» برای توصیف چنین دستگاههایی رواج پیدا کرد.
موفقیت خانواده Note نشان داد کاربران برای مطالعه، تماشای ویدئو، بازی، تایپ و انجام کارهای روزمره به صفحه بزرگتر علاقه دارند. سه سال بعد، اپل iPhone 6 Plus را با نمایشگر ۵.۵ اینچی عرضه کرد. پس از آن، اندازههای بالای ۶ اینچ به وضعیت عادی بازار تبدیل شدند.
۳. بازگرداندن قلم به دستگاههای لمسی
پیش از Galaxy Note، قلم دیجیتال بیشتر یادآور کامپیوترهای جیبی و PDAهای قدیمی بود. سامسونگ با S Pen نشان داد قلم میتواند برای یادداشتبرداری، طراحی، انتخاب دقیق، امضای سند، ویرایش تصویر و کنترل بعضی قابلیتهای گوشی کاربرد واقعی داشته باشد.
بعدها اپل Apple Pencil را برای iPad Pro عرضه کرد و موتورولا نیز خانواده Moto G Stylus را با قلم داخلی توسعه داد. تفاوت مهم سامسونگ این بود که قلم را از یک وسیله جانبی جدا به بخشی از هویت و تجربه اصلی محصول تبدیل کرد.
۴. چندوظیفگی واقعی روی موبایل
سامسونگ در Galaxy Note II سال ۲۰۱۲ قابلیت Multi Window را ارائه کرد تا دو برنامه بهصورت همزمان روی صفحه اجرا شوند. برای مثال، کاربر میتوانست در یک قسمت صفحه ویدئو ببیند و در قسمت دیگر یادداشت بنویسد.
این ویژگی چند سال پیش از آن عرضه شد که گوگل در Android 7.0 پشتیبانی عمومی Split Screen را وارد اندروید کند. امروز تقسیم صفحه، پنجرههای شناور و جابهجایی اطلاعات میان برنامهها در بسیاری از گوشیها و تبلتها وجود دارد.
۵. نمایشگر خمیده و ابزارهای کناری
Galaxy Note Edge در سال ۲۰۱۴ یک لبه خمیده داشت که فقط برای زیبایی طراحی نشده بود. اعلانها، میانبر برنامهها و تعدادی از کنترلهای سریع روی همین قسمت نمایش داده میشدند.
این ایده بعدها به شکل نمایشگرهای دوطرف خمیده، پنلهای کناری و نوارهای دسترسی سریع در محصولات شرکتهای مختلف ادامه پیدا کرد. هواوی در P40 Pro از نمایشگر چهارطرف خمیده استفاده کرد و اوپو نیز قابلیت Smart Sidebar را به رابط کاربری خود افزود.
۶. حذف ناچ با حفره دوربین
سامسونگ در خانواده Galaxy S10 طراحی Infinity-O را به بازار جهانی آورد. در این طراحی، دوربین سلفی داخل حفره کوچکی در خود نمایشگر قرار گرفته بود و فضای کمتری نسبت به ناچ بزرگ اشغال میکرد.
طراحی پانچهول خیلی زود در گوشیهای اقتصادی، میانرده و پرچمدار برندهای مختلف تکرار شد. اپل نیز بعدها بریدگی بالای صفحه را به فضایی تعاملی با نام Dynamic Island تبدیل کرد؛ روشی متفاوت برای استفاده نرمافزاری از محل دوربین و حسگرهای جلویی.

۷. اثر انگشت اولتراسونیک زیر صفحه
Galaxy S10 نخستین گوشی تجاری مجهز به حسگر اثر انگشت اولتراسونیک داخل نمایشگر بود. برخلاف حسگرهای نوری که تصویری دوبعدی از انگشت ثبت میکنند، این روش با استفاده از امواج صوتی برجستگیها و فرورفتگیهای اثر انگشت را بررسی میکرد.
پس از آن، حسگرهای زیر نمایشگر به یکی از ویژگیهای رایج گوشیهای مدرن تبدیل شدند. شرکتهای مختلف نیز بسته به قیمت و طراحی محصول، نمونههای نوری یا اولتراسونیک این فناوری را به کار گرفتند.
۸. تبدیل موبایل به محیط دسکتاپ
Samsung DeX در سال ۲۰۱۷ به کاربران Galaxy S8 اجازه داد گوشی خود را به مانیتور، صفحهکلید و ماوس متصل کنند و محیطی شبیه رایانه رومیزی در اختیار داشته باشند.
پس از آن، هواوی Desktop Mode و موتورولا Smart Connect را برای تجربهای مشابه توسعه دادند. این فناوری هنوز جای لپتاپ را برای همه کاربران نگرفته است، اما نشان داد یک گوشی قدرتمند میتواند برای وبگردی، تایپ، مدیریت فایل و بعضی کارهای اداری به مرکز یک میز کار سبک تبدیل شود.
۹. پوشه امن برای برنامهها و فایلها
Secure Folder سامسونگ با تکیه بر سیستم امنیتی Knox، برنامهها و فایلها را در فضایی رمزگذاریشده و جدا از محیط اصلی گوشی نگهداری میکرد. کاربر میتوانست برای ورود به این بخش رمز یا اثر انگشت جداگانه تعیین کند و حتی آیکن پوشه را پنهان سازد.
گوگل سالها بعد در Android 15 قابلیت Private Space را با منطق مشابه به خود سیستمعامل اندروید اضافه کرد. این اتفاق نشان داد پوشه امن از یک قابلیت اختصاصی سامسونگ به نیازی عمومی برای کاربران موبایل تبدیل شده است.
۱۰. تبدیل گوشی تاشو به محصولی واقعی
سامسونگ نخستین سازنده گوشی تاشو در تاریخ نبود، اما Galaxy Fold در سال ۲۰۱۹ مهمترین تلاش برای ایجاد بازاری جهانی و پایدار در این گروه محسوب میشد.
سامسونگ با عرضه نسلهای پیدرپی Fold و Flip، مشکلات مربوط به لولا، مقاومت نمایشگر، ضخامت بدنه و سازگاری نرمافزارها را کاهش داد. سپس گوگل Pixel Fold و وانپلاس OnePlus Open را وارد بازار کردند و گوشی تاشوی کتابی به یکی از دستههای جدی محصولات پرچمدار تبدیل شد.
۱۱. بالا بردن انتظار کاربران از پشتیبانی اندروید
سامسونگ در سال ۲۰۲۲ اعلام کرد تعدادی از گوشیها و تبلتهای Galaxy چهار نسل ارتقای سیستمعامل و پنج سال وصله امنیتی دریافت میکنند. این تصمیم در دورهای که بسیاری از گوشیهای اندرویدی پشتیبانی کوتاهی داشتند، اهمیت زیادی پیدا کرد.
گوگل در سال ۲۰۲۳ برای Pixel 8 تعهد هفتساله ارائه کرد و رقابت بر سر طول عمر نرمافزاری گوشیها جدیتر شد. در این مورد، الگوبرداری از یک قطعه یا ظاهر مطرح نیست، بلکه شرکتها برای ارائه استاندارد بهتر خدمات پس از فروش با یکدیگر رقابت میکنند.
۱۲. تلویزیونی که به تابلو تبدیل میشود
The Frame در سال ۲۰۱۷ مرز میان تلویزیون و دکوراسیون خانه را کمرنگ کرد. این تلویزیون هنگام استفادهنشدن بهجای نمایش صفحهای کاملاً سیاه، آثار هنری یا عکسهای شخصی را در حالت Art Mode نشان میداد.
قابهای قابل تعویض و امکان نصب نزدیک به دیوار نیز باعث میشد دستگاه شبیه یک تابلوی واقعی دیده شود. سالها بعد، Hisense مدل CanvasTV را با حالت هنری، قاب تزئینی و نصب تخت روی دیوار عرضه کرد. اکنون تلویزیون هنری به یک گروه واقعی در بازار تبدیل شده است.

آیا سامسونگ همه این فناوریها را اختراع کرد؟
خیر. قلم دیجیتال، نمایشگر OLED، گوشی بزرگ و نمایشگر تاشو پیش از محصولات سامسونگ نیز سابقه داشتند. نقطه قوت سامسونگ بیشتر در تشخیص زمان مناسب، تولید انبوه، بازاریابی جهانی و ادامهدادن یک ایده در چند نسل بود.
بسیاری از شرکتها یک فناوری جذاب را فقط در یک محصول آزمایشی عرضه میکنند و بعد آن را کنار میگذارند. سامسونگ معمولاً فناوریهای مهم را در نسلهای بعدی اصلاح میکند تا به قابلیتهایی قابل اعتماد و کاربردی تبدیل شوند.
مهمترین نوآوری سامسونگ کدام است؟
از نظر اثرگذاری عمومی، Galaxy Note و نمایشگر AMOLED دو نمونه بسیار مهم هستند. Galaxy Note اندازه گوشیهای مدرن را تغییر داد و AMOLED نیز بر کیفیت تصویر، مصرف انرژی و طراحی نمایشگرهای موبایل تأثیر گذاشت.
از نظر ایجاد یک گروه محصول تازه نیز خانواده Galaxy Z نقش برجستهای دارد. سامسونگ توانست گوشی تاشو را از یک محصول نمایشی و شکننده به دستگاهی تبدیل کند که هر سال نسل تازهای از آن وارد بازار میشود.
رقابت و الگوبرداری همیشه به ضرر کاربران نیست. هنگامی که چند شرکت یک ایده موفق را اجرا میکنند، معمولاً قیمت کاهش پیدا میکند، ضعفها سریعتر برطرف میشوند و انتخابهای بیشتری در اختیار خریداران قرار میگیرد.
سامسونگ در همه این دوازده مورد مخترع مطلق نبود، اما توانست ایدههای پرریسک را به محصولاتی قابلفروش تبدیل کند. همین توانایی باعث شد رقبا نیز مسیر مشابهی را دنبال کنند و قابلیتهایی که زمانی عجیب یا غیرضروری به نظر میرسیدند، به امکانات عادی گوشیها و تلویزیونهای امروزی تبدیل شوند.
چرا رقبا از ایدههای سامسونگ الگوبرداری میکنند؟
سامسونگ به دلیل فعالیت همزمان در تولید گوشی، نمایشگر، تراشه، حافظه، تلویزیون و لوازم خانگی، شرایط متفاوتی نسبت به بسیاری از برندهای فناوری دارد. این شرکت میتواند یک ایده را از مرحله ساخت قطعه تا استفاده در محصول نهایی پیش ببرد و نتیجه آن را مستقیماً در بازار آزمایش کند.
برای مثال، سامسونگ فقط تولیدکننده گوشیهای مجهز به نمایشگر OLED نیست، بلکه یکی از سازندگان مهم خود این پنلها نیز محسوب میشود. چنین ساختاری به شرکت اجازه میدهد فناوریهای تازه را زودتر از بسیاری از رقبا وارد محصولات تجاری کند. البته همه ایدهها از همان نسل اول موفق نیستند؛ نخستین Galaxy Fold نیز با مشکلاتی روبهرو شد، اما سامسونگ بهجای کنارگذاشتن طرح، آن را در نسلهای بعدی اصلاح کرد.
نکته مهم این است که شرکتهای رقیب معمولاً خود ایده را با همان شکل اولیه تکرار نمیکنند. آنها ویژگی موفق را بررسی کرده و نسخهای متناسب با طراحی، سیستمعامل و کاربران خود میسازند. در نتیجه، یک قابلیت ممکن است ابتدا در گوشی سامسونگ دیده شود و چند سال بعد با نام و اجرای متفاوت به بخشی عادی از محصولات دیگر تبدیل شود.
مسیر اثرگذاری سامسونگ

چند نکته جالب درباره تأثیر سامسونگ بر بازار فناوری
سامسونگ در بعضی مواقع حتی بازار را وادار کرده تعریف خود را از یک محصول تغییر دهد. Galaxy Note نشان داد گوشی بزرگ الزاماً وسیلهای سنگین و غیرکاربردی نیست. خانواده Galaxy Z نیز ثابت کرد تلفن همراه میتواند بدون کنارگذاشتن قابلیت حمل، به نمایشگری بزرگتر دسترسی بدهد.
از سوی دیگر، همه نوآوریهای سامسونگ ماندگار نشدهاند. قابلیتهایی مانند کنترل بدون لمس با حرکت دست، حسگر ضربان قلب روی بعضی گوشیها و نمایشگرهای بسیار خمیده پس از مدتی کمرنگ یا حذف شدند. این موضوع نشان میدهد نوآوری همیشه به معنای موفقیت قطعی نیست و واکنش واقعی کاربران تعیین میکند کدام قابلیت باقی بماند.
جالبتر اینکه سامسونگ در کنار رقابت با شرکتهایی مانند اپل، گوگل و شیائومی، تأمینکننده برخی قطعات مورد استفاده در محصولات همین شرکتها نیز بوده است. بنابراین رابطه سامسونگ با رقبا فقط رقابت مستقیم نیست؛ همکاری صنعتی، فروش قطعه و رقابت بر سر محصول نهایی همزمان در این بازار جریان دارد.
نتیجهگیری
تأثیر سامسونگ بر صنعت فناوری فقط به فروش بالای گوشیها و تلویزیونهایش محدود نمیشود. این شرکت بارها ویژگیهایی را وارد بازار کرده که در ابتدا عجیب، پرهزینه یا غیرضروری به نظر میرسیدند، اما بعد از استقبال کاربران به بخشی از مسیر اصلی صنعت تبدیل شدند.
نمایشگرهای AMOLED، گوشیهای بزرگ، قلم هوشمند، اجرای همزمان برنامهها، پوشه امن، حالت دسکتاپ و گوشیهای تاشو نمونههایی هستند که سامسونگ در فراگیرشدن آنها نقش مهمی داشته است. بعضی از این فناوریها پیش از سامسونگ نیز وجود داشتند، اما این شرکت توانست آنها را به محصولاتی قابل استفاده برای تعداد زیادی از کاربران تبدیل کند.
الگوبرداری رقبا از یک ایده موفق نیز لزوماً اتفاقی منفی نیست. رقابت میان برندها معمولاً به بهبود کیفیت، کاهش قیمت، افزایش پشتیبانی و رفع سریعتر مشکلات منجر میشود. در نهایت، مهمترین دستاورد سامسونگ شاید اختراع یک قطعه خاص نباشد؛ بلکه جسارت عرضه ایدههایی است که میتوانند شکل استفاده ما از فناوری را تغییر دهند.






